مهاجرت یک روند طبیعی در زندگی موجودات زنده است. همه‌ی موجودات هر زمان که مشکلی از لحاظ تامین آب، غذا و تغییرات آب‌ و هوایی فصلی و حتی امنیت داشته باشند، مهاجرت می‌کنند. همانطور که سال‌هاست پرندگان، پستانداران، حشرات و حتی آبزیان مهاجرت می‌کنند و می‌توانیم هر ساله در آفریقا بزرگ‌ترین نوع این مهاجرت را با نام «مهاجرت بزرگ» ببینیم. بیشتر از ۲ میلیون حیوان در این مهاجرت بزرگ از منطقه سرنگتی در تانزانیا به سمت ماسی‌مارا در کنیا حرکت می‌کنند و بعد به مبدا اولیه‌ی خود باز می‌گردند. این مهاجرت هر ساله تکرار می‌شود و در همین سفر میلیون‌ها حیوان کشته و متولد می‌شوند.

حیوانات مهاجرت را به عنوان چرخه‌ای طبیعی در روند زندگی‌شان پذیرفته‌اند. با اینکه هنوز دانشمندان دقیقا نمی‌دانند در زمان مهاجرت گورخرها چطور می‌توانند به سمت سرزمین‌های سبزتر بروند با این حال هیچ قانون و مرزی آن‌ها را محدود نمی‌کند. ما انسا‌ن‌ها نیز این مهاجرت را پذیرفته‌ایم. اما گویا فقط برای حیوانات نه برای همنوعان خود.

مهاجرت برای انسان‌ها به حدی پیچیده شده که در هر زبانی لیستی از کلمات برای توصیف انواع آن وجود دارد؛ مهاجر (immigrant)، تبعیدی (exile)، پناهنده (refugee)، جلای وطن کرده (expatriate)، آواره، بی‌دولت (stateless) و…
ریشه‌ی لاتین اصطلاح «مهاجر» کلمه‌ی migrare است به معنی تغییر دادن محل زندگی و موقعیت. امروزه به کسی گفته می‌شود که کشور یا سرزمینی را ترک کرده تا جایی دیگر ساکن شود. اصطلاح تبعیدی از exul می‌آید به معنای «رانده شده» و برای آدمی که از کشور مادری یا اجتماعش بیرون رانده شده کاربرد دارد. پناهنده ترکیبی از re و fugee به معنای گریختن، معمولا وصف حال آدمی است که به جبر جابجا شده و دنبال سرپناهی بیرون از کشور خودش می‌گردد. بیرون (ex) از سرزمین مادری (partia) معنای تحت‌الفظی جلای وطن کرده است و به معنای ترک ارادی وطن.
همه‌ی این اصطلاحات در یک چیز مشترک‌اند: وابستگی به تصمیم دولت‌ها. وقتی مهاجر یا پناهنده‌ای، یعنی یک کشور دیگر از سر بزرگواری و سخاوت این عنوان را به تو عطا کرده. هر بار کسی مهاجر، پناهنده یا تبعیدی خوانده می‌شود، ‌به شبکه‌ی قدرتی قدم می‌گذارد که دولت در راسش قد علم کرده است. جای تعجب نیست که اگر واجد هیچ یک از این عنوان‌ها نباشید شما را «بی‌دولت» (stateless) خطاب می‌کنند.

درگذر از جرم که خواهنده‌ایم

چاره‌ی ما کن که پناهنده‌ایم 

نظامی

در سراسر جهان، بیشتر از ۶۰ میلیون نفر مجبور به ترک خانه‌هایشان شدند تا از جنگ، خشونت، آزار و اذیت فرار کنند. این آماری است که فقط برای پناهجوها داریم و اعدادی که برای مهاجران در نظر گرفته می‌شود قطعا خیلی بیشتر از این خواهد بود. پناهجوها عموما ناگهانی و بدون برنامه‌ی قبلی فقط برای نجات جان خود مجبور به ترک محل زندگی خود می‌شوند و به امید اینکه به آرامشی نسبی برسند راهی مسیرهای خطرناک غیرقانونی آبی و یا زمینی می‌شوند. تعداد زیادی جان خود را در همین مسیرها از دست می‌دهند و بقیه با زخم‌های عمیقی بر جان و روح به کشوری می‌رسند که بدون هیچ سوال و جوابی آن‌ها را یا در زندان می‌اندازند یا در کمپ‌هایی که مشابه زندان است و یا سرنوشتی بدتر: به کشور مبدا بازگردانده می‌شوند.

نظام ناکارآمد و سیاست غیر انسانی دولت‌ها در مواجه با این مساله از پناهجوها بحرانی بین‌المللی ساخته است که به گفته‌ی کارشناسان در ۵۰ سال آینده در کنار بحران محیط زیست یکی از مهم‌ترین بحران‌های جهانی خواهد بود. در پرونده‌‌ی بعدی صفحه ۷۷ به صورت مفصل در این مورد صحبت خواهم کرد.

برای مطالعه‌ی بیشتر می‌توانید تک نگاره‌ی آواره نوشته‌ی امیر احمدی آریان منتشر شده در شماره ۵ فصلنامه ادبی سان را بخوانید. همچنین مقاله »دگردیسی و رهایی آواره‌ها» نوشته‌ی غلامحسین ساعدی

پ.ن ۱: پرونده‌ی بعدی صفحه ۷۷ معرفی و مرور کتاب هیچ دوستی به جز کوهستان نوشته بهروز بوچانی است که به بررسی مفهوم پناهجو و موضوعات مرتبط با بحران پناهنده‌ها در دنیا خواهد بود:

از کانال یوتوب صفحه ۷۷ ببینید.

پ.ن ۲: تماشای قسمت اول این پرونده: نوشتن مقاومت است؛ معرفی کتاب هیچ دوستی به جز کوهستان و داستان زندگی پناهنده‌ها در زندانی وسط اقیانوس
تماشای قسمت دوم این پرونده: نوشتن مقاومت است؛ معرفی کتاب و فیلم و سریال‌هایی با موضوع پناهجو‌ها‌ و مهاجران